آذر ۲۰، ۱۳۹۲

دروغ‌های تازی پرستان دربارهٔ ازدواج با محارم در ایران باستان

ازدواج در ایران باستان به ۶ گونه انجام میشده است که با بررسی‌ کردن آنها به دروغ‌ها و برچسب‌های که انیرانی‌ها و تازی پرستان در رابطه با ازدواج با محارم و گرفتن زن صیغه ای، به پدران و نیاکان ما زده اند پی‌ خواهیم برد ، در واقع اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت که دشمنان فرهنگ ایرانزمین از برخی‌ مسائلی‌ که ما ایرانیان از آنها بی‌ اطلاع هستیم سؤ استفاده میکنند و از آن در کوبیدن فرهنگ ایران و ایرانی‌ استفاده میکنند تا ایرانیان نسبت به گذشته فرهنگی‌ خود دچار شک و بیزاری شوند، این تهمت‌های بیهوده که به تاریخ و فرهنگ ایرانیان باستان زده میشود سالهاست که توسط آخوند‌های شیعه و سنی و عده‌‌ای آموزش دیده پرورش نیافته که دلبستگی شدیدی به فرهنگ تازیان دارند، تبلیغ میشود و اگر ما ایرانیان بیطرفانه به مسائل نگاه کنیم میبینیم که بیشتر پیامبران سامی با دختران و مادران خود ازدواج کرده اند نمونه آن می‌توان به همبستر شدن لوط پیامبر با دختران خود اشاره کرد و یا اسحاق پیغمبر که با خواهر خود همبستر میشود تا دودمان بنی اسرائیل را تشکیل دهد و ابراهیم که با خواهر خود ساره به زور همبستر میشود ، نمونه‌های دیگر می‌توان از تورات که پایه‌های دستورات اسلامی است، نام برد که از حوصله این متن کوتاه بیرون است.حال آخوند‌ها و مذهبیون چگونه کارها ناشایست و اهریمنی پیغمبران خود را به ایرانیان باستان نسبت میدهند و سالهاست که جای حقیقت را با دروغ عوض کرده اند بعد از حمله تازیان به ایران ، گویا راستی‌ و درستی‌ جایش را برای همیشه به دروغگوی و تقیه داده است و عده‌‌ای نادان و بی‌خرد مغرضانه مطالبی را درباره ازدواج با محارم به ایرانیان نسبت میدهند.اینان فراموش کرده اند که ایران یکی‌ از کهنترین جوامع بشری است که دارای تاریخ مدون و تمدن چندین هزار ساله است و در قدیمی‌ترین کتاب ایرانیان اوستا در بخش گاتها که نوشته زرتشت بزرگ است در مورد ازدواج با محارم در هیچ کجای این کتاب نیامده است که مردمان میتوانند با محارم خود ازدواج بکنند ، در میان پیروان زرتشت در ایران و هند و دیگر نقاط گیتی‌ ما ندیده و نشنیده ایم که کسی‌ با محارم خود ازدواج کرده باشد. ماکیاول فیلسوف سیاسی و شاعر و آهنگساز برجسته ایتالیایی در قرن ۱۵ میلادی در کتاب خود شهریار در بخش هنر جنگ می‌نویسد ؛ اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده‌گیری بود، تا آنجا که بتوانی‌ از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور ، چون زمانی‌ که ابزار راستی‌ را در دست نداری، دروغگوی بزرگترین عامل پیروزی است... این شیوه قرن‌ها است که توسط تازیان و تازی پرستان در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، به شخصه امیدوار هستم که ایرانیان میهن‌پرست و ایراندوستان بتوانند اندکی‌ از دروغ‌های این بیخردان را برای جامعه ایرانیان بازگو کنند.
خانواده که امروز هم از نهاد‌های مهم اجتماعی به شمار میرود ، همواره در ایران از اهمیت والای برخوردار بوده است تا بدان جا که در اعتقادات ایرانیان تشکیل خانواده به صورت تکلیف دینی در آمده است. در دورانی که زن ربایی و خرید و فروش و برده کردن زنان در میان بسیاری از دیگر ملل جهان باستان رواج و متداول بود، ازدواج ایرانیان در سایهٔ نظم و نسقی که آئین اشو زرتشت آورده بود انجام میشد که نتیجه آن عقد و ازدواج رسمی‌ بود .وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا ، اشی ، چیستا ، دئنا و ... و نقش آنان در تفکرات و باورهای ایرانیان باستان اهمیت خانواده را بیشتر می‌‌نمایاند .آناهیتا با صفت نیرومندی، زیبایی و خردمندی،به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او میجوشد و بدین گونه مادر خدا نیز میشود، و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانوی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها میبرد و خرد و خواسته می‌بخشد . به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی‌ و اجتماعی داشت. دولت ایران هر سال برای عده‌ زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آ‌ورد و دختران بی‌ جهاز را به خرج خود شوهر میداد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان دادگر سرآمد دیگر پادشاهان ایران باستان بوده است. مورخان یونانی گزارش‌های را از ایرانیان گزارش کرده اند که ایرانیان آن چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود که مردان را مدتی‌ درازا از کانون خانواده خود دور میداشت، مانند دریانوردی و بازرگانی خوششان نمی‌آمد ، حتی سربازان ایرانی‌ همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانواد‌گی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی‌ خدمت به شاه و مملکت، دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمی برخوردار بود که حتی بچه دار نشدن و نازایی زن یا مرد دلیلی‌ بر برهم خوردن پیمان ازدواج نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی‌ بچه‌ای را به فرزندی می‌‌پذیرفتند. پیوند زناشویی و ازدواج در ایران باستان به ۶صورت و تحت عناوین ؛ پادشاه زن،چاکر زن، ایوک زن،سترزن، خودسر زن، پیوند پیوکانی ، بین زنان و مردان بسته میشده است که هر یک جداگانه به این شرح است: ۱. پادشاه زن: این نوع ازدواج به حالتی گفته میشد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج میکرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج میکردند، پیوند زناشوی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شدند. ۲. چاکر زن: این نوع ازدواج به حالتی اطلاق میشد که زنی‌ بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌‌آمد.این زن با زندگی‌ در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی‌ مشترک دارا بود، ولی‌ پس از مرگ آئین دفن و کفن و سایر مراسم مذهبی‌‌اش تا سی‌ روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار میشد.ولی‌ هزینه‌های مراسم بعد از سی‌ روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌‌شد.(حال برخی‌ نا آگاهان و دشمنان فرهنگ ایرانی‌ ، پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه‌ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان میکنند که صحت ندارد و چیزی جز برچسب زدن و دروغ گفتن از روی قصد و غرض درباره فرهنگ ایرانیان در قبل از ورود اسلام به ایران نیست و اینان کوشیدند تا حتی اصلاحات مزدک را به این جریانات منتصب کنند.) ۳. ایوک زن: این نوع ازدواج زمانی‌ اتفاق می‌‌افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت میشد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می‌‌آمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش میاوردند تا بدین گونه نام و شهرت پدر دختر از بین نرود و علت وجود این نوع ثبت ازدواج آن بود که ایرانیان به نام و اصل و نصب و ادامه نسل و حیات بسیار اهمیت می‌دادند ( این نوع ازدواج هم باعث شده که برخی‌ افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به ایرانیان زرتشتی بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می‌کرده است اینک اشتباه افراد نا آگاه با دانستن و آگاهی‌ از این نوع ازدواج کاملا مشخص میشود و اتهام ازدواج با محارم به ایرانیان کاملا مردود است و این ادعا از طرف برخی‌ آخوند‌های شیعه و سنی در راستای اهداف اسلامیزه کردن ایران و ایرانی‌ از سالیان دور مطرح میشود .) ۴. ستر زن: وقتی‌ که فرد بالغی بدون ازدواج در می‌گذشت، پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد در گذشته دختری را به ازدواج پسری در می‌‌آوردند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می‌شدند که در آینده یکی‌ از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد در گذشته بدون زن و فرزند در آورند . ۵. خودسر زن: اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سنّ بلوغ بر خلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر می‌شدند و پافشاری در این امر میکردند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خود رای زن ثبت می‌گردید و در این بین دختر از ارث محروم میشد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می‌دادند و یا وصیت می‌‌نمودند که بدهند.۶. پیوند پیوکانی: پیوندی بوده است که جز به مرگ گشوده نمی‌‌گردیده و اصولا جدایی روا نبوده و امری ناپسند شمرده میشده است اما در عین حال زن در صورت ناخرسندی از شوهر میتوانسته از او جدا بشود .( شاید اصطلاح این که دختر با لباس سفید به خانه بخت میرود و با کفن از آن به بیرون می‌آید از همین رسم و پیوند ایرانیان گرفته شده باشد و هنوز هم برخی‌ از ایرانیان به این نوع پیوند استوار هستند) این نوع ازدواج‌ها در ایران باستان و توسط زرتشتیان ایرانی‌ ثبت میشده است، امروزه دیگر ازدواج‌ها تحت این عناوین ثبت نمیشوند و جای آن را قوانینی اسلامی چون ازدواج با فرزند خوانده گرفته است، قانونی که کاملا بر آمده از فرهنگ سامیان و سنت رسول است، چرا که پیامبر تازیان هم با زن پسر خوانده خود ازدواج کرد.این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در ۲۰ آذر ۲۵۷۲ هخامنشی تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید میدانید لطفا تنها با ذکر منبع آن را انتشار بدهید)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر