آذر ۲۰، ۱۳۹۲

دروغ‌های تازی پرستان دربارهٔ ازدواج با محارم در ایران باستان

ازدواج در ایران باستان به ۶ گونه انجام میشده است که با بررسی‌ کردن آنها به دروغ‌ها و برچسب‌های که انیرانی‌ها و تازی پرستان در رابطه با ازدواج با محارم و گرفتن زن صیغه ای، به پدران و نیاکان ما زده اند پی‌ خواهیم برد ، در واقع اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت که دشمنان فرهنگ ایرانزمین از برخی‌ مسائلی‌ که ما ایرانیان از آنها بی‌ اطلاع هستیم سؤ استفاده میکنند و از آن در کوبیدن فرهنگ ایران و ایرانی‌ استفاده میکنند تا ایرانیان نسبت به گذشته فرهنگی‌ خود دچار شک و بیزاری شوند، این تهمت‌های بیهوده که به تاریخ و فرهنگ ایرانیان باستان زده میشود سالهاست که توسط آخوند‌های شیعه و سنی و عده‌‌ای آموزش دیده پرورش نیافته که دلبستگی شدیدی به فرهنگ تازیان دارند، تبلیغ میشود و اگر ما ایرانیان بیطرفانه به مسائل نگاه کنیم میبینیم که بیشتر پیامبران سامی با دختران و مادران خود ازدواج کرده اند نمونه آن می‌توان به همبستر شدن لوط پیامبر با دختران خود اشاره کرد و یا اسحاق پیغمبر که با خواهر خود همبستر میشود تا دودمان بنی اسرائیل را تشکیل دهد و ابراهیم که با خواهر خود ساره به زور همبستر میشود ، نمونه‌های دیگر می‌توان از تورات که پایه‌های دستورات اسلامی است، نام برد که از حوصله این متن کوتاه بیرون است.حال آخوند‌ها و مذهبیون چگونه کارها ناشایست و اهریمنی پیغمبران خود را به ایرانیان باستان نسبت میدهند و سالهاست که جای حقیقت را با دروغ عوض کرده اند بعد از حمله تازیان به ایران ، گویا راستی‌ و درستی‌ جایش را برای همیشه به دروغگوی و تقیه داده است و عده‌‌ای نادان و بی‌خرد مغرضانه مطالبی را درباره ازدواج با محارم به ایرانیان نسبت میدهند.اینان فراموش کرده اند که ایران یکی‌ از کهنترین جوامع بشری است که دارای تاریخ مدون و تمدن چندین هزار ساله است و در قدیمی‌ترین کتاب ایرانیان اوستا در بخش گاتها که نوشته زرتشت بزرگ است در مورد ازدواج با محارم در هیچ کجای این کتاب نیامده است که مردمان میتوانند با محارم خود ازدواج بکنند ، در میان پیروان زرتشت در ایران و هند و دیگر نقاط گیتی‌ ما ندیده و نشنیده ایم که کسی‌ با محارم خود ازدواج کرده باشد. ماکیاول فیلسوف سیاسی و شاعر و آهنگساز برجسته ایتالیایی در قرن ۱۵ میلادی در کتاب خود شهریار در بخش هنر جنگ می‌نویسد ؛ اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده‌گیری بود، تا آنجا که بتوانی‌ از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور ، چون زمانی‌ که ابزار راستی‌ را در دست نداری، دروغگوی بزرگترین عامل پیروزی است... این شیوه قرن‌ها است که توسط تازیان و تازی پرستان در ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، به شخصه امیدوار هستم که ایرانیان میهن‌پرست و ایراندوستان بتوانند اندکی‌ از دروغ‌های این بیخردان را برای جامعه ایرانیان بازگو کنند.
خانواده که امروز هم از نهاد‌های مهم اجتماعی به شمار میرود ، همواره در ایران از اهمیت والای برخوردار بوده است تا بدان جا که در اعتقادات ایرانیان تشکیل خانواده به صورت تکلیف دینی در آمده است. در دورانی که زن ربایی و خرید و فروش و برده کردن زنان در میان بسیاری از دیگر ملل جهان باستان رواج و متداول بود، ازدواج ایرانیان در سایهٔ نظم و نسقی که آئین اشو زرتشت آورده بود انجام میشد که نتیجه آن عقد و ازدواج رسمی‌ بود .وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا ، اشی ، چیستا ، دئنا و ... و نقش آنان در تفکرات و باورهای ایرانیان باستان اهمیت خانواده را بیشتر می‌‌نمایاند .آناهیتا با صفت نیرومندی، زیبایی و خردمندی،به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او میجوشد و بدین گونه مادر خدا نیز میشود، و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانوی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها میبرد و خرد و خواسته می‌بخشد . به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی‌ و اجتماعی داشت. دولت ایران هر سال برای عده‌ زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آ‌ورد و دختران بی‌ جهاز را به خرج خود شوهر میداد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان دادگر سرآمد دیگر پادشاهان ایران باستان بوده است. مورخان یونانی گزارش‌های را از ایرانیان گزارش کرده اند که ایرانیان آن چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود که مردان را مدتی‌ درازا از کانون خانواده خود دور میداشت، مانند دریانوردی و بازرگانی خوششان نمی‌آمد ، حتی سربازان ایرانی‌ همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانواد‌گی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی‌ خدمت به شاه و مملکت، دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمی برخوردار بود که حتی بچه دار نشدن و نازایی زن یا مرد دلیلی‌ بر برهم خوردن پیمان ازدواج نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی‌ بچه‌ای را به فرزندی می‌‌پذیرفتند. پیوند زناشویی و ازدواج در ایران باستان به ۶صورت و تحت عناوین ؛ پادشاه زن،چاکر زن، ایوک زن،سترزن، خودسر زن، پیوند پیوکانی ، بین زنان و مردان بسته میشده است که هر یک جداگانه به این شرح است: ۱. پادشاه زن: این نوع ازدواج به حالتی گفته میشد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج میکرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و کلا همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج میکردند، پیوند زناشوی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می‌شدند. ۲. چاکر زن: این نوع ازدواج به حالتی اطلاق میشد که زنی‌ بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می‌‌آمد.این زن با زندگی‌ در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی‌ مشترک دارا بود، ولی‌ پس از مرگ آئین دفن و کفن و سایر مراسم مذهبی‌‌اش تا سی‌ روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار میشد.ولی‌ هزینه‌های مراسم بعد از سی‌ روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می‌‌شد.(حال برخی‌ نا آگاهان و دشمنان فرهنگ ایرانی‌ ، پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه‌ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان میکنند که صحت ندارد و چیزی جز برچسب زدن و دروغ گفتن از روی قصد و غرض درباره فرهنگ ایرانیان در قبل از ورود اسلام به ایران نیست و اینان کوشیدند تا حتی اصلاحات مزدک را به این جریانات منتصب کنند.) ۳. ایوک زن: این نوع ازدواج زمانی‌ اتفاق می‌‌افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت میشد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می‌‌آمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش میاوردند تا بدین گونه نام و شهرت پدر دختر از بین نرود و علت وجود این نوع ثبت ازدواج آن بود که ایرانیان به نام و اصل و نصب و ادامه نسل و حیات بسیار اهمیت می‌دادند ( این نوع ازدواج هم باعث شده که برخی‌ افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به ایرانیان زرتشتی بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می‌کرده است اینک اشتباه افراد نا آگاه با دانستن و آگاهی‌ از این نوع ازدواج کاملا مشخص میشود و اتهام ازدواج با محارم به ایرانیان کاملا مردود است و این ادعا از طرف برخی‌ آخوند‌های شیعه و سنی در راستای اهداف اسلامیزه کردن ایران و ایرانی‌ از سالیان دور مطرح میشود .) ۴. ستر زن: وقتی‌ که فرد بالغی بدون ازدواج در می‌گذشت، پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد در گذشته دختری را به ازدواج پسری در می‌‌آوردند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می‌شدند که در آینده یکی‌ از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد در گذشته بدون زن و فرزند در آورند . ۵. خودسر زن: اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سنّ بلوغ بر خلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر می‌شدند و پافشاری در این امر میکردند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خود رای زن ثبت می‌گردید و در این بین دختر از ارث محروم میشد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می‌دادند و یا وصیت می‌‌نمودند که بدهند.۶. پیوند پیوکانی: پیوندی بوده است که جز به مرگ گشوده نمی‌‌گردیده و اصولا جدایی روا نبوده و امری ناپسند شمرده میشده است اما در عین حال زن در صورت ناخرسندی از شوهر میتوانسته از او جدا بشود .( شاید اصطلاح این که دختر با لباس سفید به خانه بخت میرود و با کفن از آن به بیرون می‌آید از همین رسم و پیوند ایرانیان گرفته شده باشد و هنوز هم برخی‌ از ایرانیان به این نوع پیوند استوار هستند) این نوع ازدواج‌ها در ایران باستان و توسط زرتشتیان ایرانی‌ ثبت میشده است، امروزه دیگر ازدواج‌ها تحت این عناوین ثبت نمیشوند و جای آن را قوانینی اسلامی چون ازدواج با فرزند خوانده گرفته است، قانونی که کاملا بر آمده از فرهنگ سامیان و سنت رسول است، چرا که پیامبر تازیان هم با زن پسر خوانده خود ازدواج کرد.این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در ۲۰ آذر ۲۵۷۲ هخامنشی تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید میدانید لطفا تنها با ذکر منبع آن را انتشار بدهید)

آبان ۰۶، ۱۳۹۲

کوروش بزرگ پایه گذار نخستین حکومت آزادگان جهان

روز ۷ آبان ماه روز جهانی‌ کوروش بزرگ است، روزی است که کوروش بزرگ با سپاه بزرگ خود و بدون خونریزی و خرابی‌ بابل را تسخیر می‌کند و در آن روز نخستین منشور حقوق بشر را صادر می‌کند که مشهور به منشور کوروش است.کوروش بزرگ بنیاد گذار شاهنشاهی در ایران است و از شخصیت‌های بزرگ تاریخ به شمار میرود و شهرت کوروش بزرگ در جهان بیشتر از آن است که ما ایرانیان تصور می‌کنیم.امپراطوری بزرگ هخامنشیان که اساس آن بر سیاست، مهربانی و دادگری و مدارای نژادی و مذهبی‌ قرار گرفته بود توسط کوروش بزرگ بنیاد نهاده شد و دین هر ناحیه و آداب و رسوم محلی مورد احترام و حمایت قرار گرفت و حتی حکومت‌های محلی هم سرنگون نشدند بلکه تقویت هم گردیدند تا بدین ترتیب مردمان در سرزمین و قلمرو پهناور هخامنشیان با آسایش و فراوانی‌ زندگی‌ کنند تا یکی‌ از بزرگترین مراحل پیشرفت تمدن انسان در آن دوران رقم بخورد. به جرأت و با استفاده از اسناد تاریخی‌ و باستان شناسی‌ می‌توان دولت هخامنشیان را نخستین دولت آزادگان به معنا و مفهوم واقعی‌ آن دانست.بیشتر مورخان نیز حکومت هخامنشیان را نظامی آزادمنش توصیف کرده‌اند.کوروش بزرگ معنای آزاده و آزاد‌گی و شرافت را در تسخیر بابل (تسخیر بابل چهارمین جنگ از جنگ‌های کوروش بزرگ است) نشان میدهد و مردمان با شادی پذیرای او میشوند چرا که به دستور کوروش بزرگ هیچ جا خراب و به آتش کشیده نمی‌شود و کوروش به خدایان بابل احترام میگذارد و این کار کوروش بزرگ را می‌توان از زمینه تعلیمات اشو زرتشت بزرگ و خردمندی و جوانمردی ایرانیان دانست که برخاسته از فرهنگ و تمدن ایرانیان است، البته نباید فراموش کنیم که سپاکو، دایه کوروش بزرگ که زن چوپانی بوده است در تعلیم و تربیت کوروش بزرگ تا سنّ ۱۲سالگی نقش به سزای داشته است. (ایرانیان در تربیت فرزندان خود بسیار دقت میکردند که شرح حال آن در این دست نویس کوتاه نمی گنجد و گزنفون تاریخ نگار یونانی کتابی‌ با نام سیروپدی در زمینه تعلیم و تربیت کوروش بزرگ دارد و همچنین افلاطون که سخنانی پراکنده را درباره تعلیم و تربیت ایرانیان بیان کرده است). نام کوروش بزرگ در اسناد مذهبی‌ و نوشته‌های تاریخی‌ نجات دهنده ، پدر، قانون گذاری پر قدرت، جنگجوی بزرگ، فاتحی خوش رفتار،امپراطور بزرگ،رهبری خردمند، شاه آزادگان و شاه شاهان، آورده شده است در سال ۱۸۷۹ میلادی(ترسایی) کتیبه استوانه‌ای کوروش بزرگ در خرابه‌های بابل از زیر خاک بیرون کشیده شد تا مدرک و سندی محکمی باشد بر کارهای خردمندانه کوروش بزرگ در ۵۳۹ سال قبل از میلاد، این استوانه اولین سند و منشور آزادی و حقوق بشر است که اعتقادات ایرانیان در آن توسط کوروش بزرگ بیان شده است، این استوانه بسیار ارزشمند را می‌توان نشانگر آن دانست که ایرانیان تا چه مقدار به جوانمردی و آزاد‌گی و سازندگی پایبند بودند و به آن افتخار میکردند،اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت که ارزش معنوی و مفهومی این استوانه بیشتر از تمامی‌ کتاب‌های به اصطلاح آسمانی(تورات و انجیل و تازینامه) سامیان است چرا که در این کتاب‌ها چنین بخشش و بزرگواری‌ها که در استوانه کوروش بزرگ به انسانها ارزانی میشود نمی‌توان یافت و در این کتاب‌های به اصطلاح آسمانی می‌‌بینیم که مهر بندگی و بردگی به پیشانی انسان‌ها چسبیده است. منش و رفتار و حکومت داری کوروش بزرگ چنان بوده است که بسیاری از حکمرانان و فرمانروایان جهان کوروش بزرگ را سرمشق و سر لوحه کارهای خود قرار دادند که برای نمونه می‌توان از کریم خان زند نام برد و یا توماس جفرسون سومین رئیس جمهور آمریکا نام برد که بخشی از نظریات کوروش بزرگ پیرامون کشورداری خردمندانه، الهام بخش او در نوشتن متن بیانیه استقلال آمریکا میشود.
کوروش بزرگ تنها کسی‌ است که در قدرت فساد نپذیرفت ، در کّل تاریخ بشریت کمتر شخصیتی به مانند کوروش بزرگ پدیدار شده است ، کوروش بزرگ مانند خاری در چشمان آخوند‌ها و تازی پرستان است چون او شخصیتی جهانی‌ است و در تمامی تاریخ اسلام یک شخصیت جهانی‌ وجود ندارد که روزی در تقویم جهانی‌ به نام او ثبت شده باشد چرا که از زمینه تعلیمات اسلامی و فرهنگ سامیان شخصیت‌های خونخواری چون حجاج ابن یوسف ثقفی و آشور بانیپال، پدید می‌‌آیند که در تاریخ چیزی جز نام بد و خونخواری از خود باقی‌ نگذاشته اند. آخوند‌ها و مذهبیون تلاش‌های فراوانی‌ کردند که شخصیت کوروش بزرگ را در اذهان ایرانیان تخریب کنند ، اینان توسط خود فروختگانی چون ناصر پورپیرار به جعل و تزویر و دروغ درباره تاریخ ایران باستان پرداختند که این تلاش‌ها چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست. اسلامیست‌ها و چپ‌های بی‌ میهن تازش‌های سهمگینی به فرهنگ و هویت و نژاد و گذشته ایرانی‌ کرده اند و تلاش‌ها کرده اند که شخصیت کوروش بزرگ را جعلی و دروغین نشان بدهند، اینان امام زمان در ته چاه را جعلی و دروغ نمی‌دانند اما شخصیتی چون کوروش بزرگ را با وجود این همه مدارک و اسناد تاریخی‌ جعلی می‌دانند ! اینان اساسا مفهوم و معنای واژه‌های چون آزاد‌گی و آزاده بودن را درک نمیکنند ، چون در فرهنگ تازیان زمینه‌ای برای ایجاد این واژه‌ها و معنا و مفهوم آن وجود ندارد و برای اینان علی‌ ابن ابیطالب که به قتال العرب معروف است سرور آزادگان جهان است و حسین ابن علی‌ هم که دلاورترین مرد روی زمین است که برای آزادی و آبیاری اسلام قیام کرده است!! بی‌ شک این دو تازی را می‌توان مسئول قتل هزاران و یا صد‌ها هزار ایرانی‌ در لشگر کشی‌‌های خونین تازیان به ایران دانست.
سیستم حکومت داری که توسط کوروش بزرگ بنیاد گذاشته شد و توسط داریوش بزرگ تثبیت و احیا شد هنوز هم در دنیایی مدرن امروز در اداره حکومت‌ها جهان کاربرد دارد ، سیستم‌های چون تأسیس راه‌های شوسه و ضرب سکه و ایجاد پست و ارتباطات (چاپار)،ایجاد ارتش‌های منظم (ارتش جاویدان) و وضع قوانین منظم و ایجاد دادگاه‌ها ،تنظیم و پرداخت حقوق به کارگران و صنعتگران(برچیده کردن برده داری) ، آزادی ادیان، تشکیلات اداری (ساتراپ ها) و جمع آوری کتاب‌ها و اطلاعات(کتابخانه‌ها) و همچنین ایجاد مکان‌های برای تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان یا همان کمپ‌های و اردو‌های آموزشی‌ امروزی (مدرسه ها).. در واقع اگر نیک بنگریم میبینیم که حکومت‌های جهان همگان وام‌دار و پیرو همان حکومتی هستند که کوروش بزرگ آن را بنیاد نهاد. متاسفانه امروز در میهن کوروش بزرگ ، ایران زمین هیچ روزی در تقویم به نام او ثبت نشده است اما مردان و زنان آگاه ایرانی‌ چند سالی‌ است که در روز جهانی‌ کوروش بزرگ به پاسارگاد میروند و جشن مختصری را با وجود فشار‌های امنیتی حکومت میگیرند . فراموش نکنیم که مادران و پدران ایرانی‌ باید در این دوران سیاه و حکومت اهریمنی تازی پرستان که تمامی‌ تریبون‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی در دست آنان است باید فرزندان خود را با اندیشه‌ها و منش کوروش بزرگ آشنا کنند و در این زمینه ایران دوستان و میهن پرستان ایرانی‌ باید نقش تاریخی‌ خود را به هر نحوی در آگاهی‌ رساندن به دیگر هم میهنان خود ایفا کنند.این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در ۷ آبان ۲۵۷۲ هخامنشی تهیه و تنظیم شده است.
(دوستان اگر این مطلب را مفید میدانید لطفا تنها با ذکر منبع آن را انتشار بدهید)

مرداد ۲۸، ۱۳۹۲

حمله قرمطیان (ایرانیان آزاده) به کعبه تازیان

تاکنون در تاریخ چندین بار به مکه و کعبه تازیان (خانه الله) حمله شده است و مورد تخریب قرار گرفته است . یک بار حجاج ابن یوسف که مردی بسیار خشن و سنگدل بود و در حمله به ایران هم جنایات بسیار کرده است، در جنگ با عبدالله ابن زبیر که در خانه کعبه پنهان شده بود دستور تخریب کعبه را داد که بر طبق اظهارات تاریخ نویسان دو سوم کعبه نابود شد. قرمطیان هم  (ایرانیان آزاده) یک بار به مکه حمله کردند اما مثل خیلی‌ از مسائل دیگر بیشتر ایرانیان از این واقعه بی‌خبر هستند و نمی‌دانند که خانه کعبه چندین بار ویران شده است و یا حتی چندین بار به دست حوادث طبیعی  خراب شده است.در اینجا سعی‌ بر این دارم تا خلاصه ای از حمله قرمطیان به کعبه تازیان را البته با استفاده از تواریخ قدیمی‌  بیاورم.
  قرمطیان که گروهی ایران‌پرست بودند ،پیشوای به نام ابو سعید بهرام جنّابی داشتند که از مردم گناوه خلیج فارس بود.قرمطیان هر کسی‌ را که مسلمان بود ریشخند میکردند و از خود میراندند و هر چه تورات و انجیل و قرآن بدست میاوردند به بیابان میریختند و از میان می‌بردند.از دید آنها ۳تن‌ گمراه کنندگان جهان بودند؛ یک شبان به نام موسی ، یک درمانگر به نام عیسی و یک شتربان به نام محمد.آنان شتربان را بسیار بد نهادتر،سنگدلتر، فریبکارتر و گمراه کننده تر از آن دو دیگر میدانستند. در سال ۱۸۷۴ ایرانی‌ برابر با ۲۹۴ تازی پرستان، قرمطیان (ایرانیان آزاده) به مکه تاختند و سپس در یازده روز کعبه تازیان را ویران کردند و سنگ سیاه را چهار پاره نمودند و در آبریزگاه (توالت) قرار دادند و هر چه را که بود با خود به بحرین بردند.آنها پس از در هم کوبیدن و خراب کردن کعبه  به تازیان چنین گفتند: چون الله شما به آسمان شود و خانه اش را بر زمین بیهوده بر جای نهد باید آنرا ویران کرد. آنان جامه کعبه را پاره پاره کردند و با خود بردند.قرمطیان با ریشخند و دست انداختن به تازیان گفتند: هنگامی که به خانه کعبه گریختید چرا از شمشیر‌ها در پناه نماندید؟ اگر الله یافت میشد شما را از کوبه های تیغ تیز ما به پناه خود میگرفت. ابن جزار می‌نویسد: یکی‌ از قرمطیان سوار بر اسب خود به خانه کعبه تاختن گرفت و به درون آن رفت و به مردمی که در آنجا بودند فریاد زد : ‌ای خرها شما این خانه سنگ و آجری و این سنگ سیاه را نیایش می‌کنید و پیشانی بر آنها میسایید و گرد آنها می‌چرخید و سر و کمر تکان می‌دهید ، میدانید که رهبران دینی شما ، جز اینها به شما‌ها نمی‌‌آموزند تا سوارتان شوند. پس برای از میان بردن این خرافه‌ها ، جز این شمشیر چیزی نمانده است و نمیماند.این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در ۱۵مرداد ۲۵۷۲ هخامنشی تهیه و تنظیم شده است. 
(دوستان اگر این مطلب را مفید میدانید لطفا تنها با ذکر منبع آن را انتشار بدهید)

منابع مورد استفاده :
1.سیاست نامه  خواجه نظام الملک توسی‌  رویه 308 و 309  . 2.  ابوریحان بیرونی  آثار الباقیه رویه  227 در اینجا ابوریحان از تاریخ ابن اثیر هم کمک گرفته است . 3. تاریخ  بیهقی رویه 849

اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۲

رفتاری آزادمنشانه از شاپور دوم ساسانی در جنگ با رومیان


 شاپور دوم ساسانی در جنگ با رومیان و چیره شدن بر آنها، زنی‌ بسیار زیبا که همسر گروگاسیوس، رایزن بلند آوازه و سرشناس رومی بود، نیز دستگیر شد. این زن را که از بیم دست درازی، سخت به خود می‌لرزید، به نزد شاپور دوم می‌آورند .شاپور او را نوازش و مهر میدهد و پیمان می‌بندد که در زینهار است و هیچکس را یارای آن نخواهد بود که به او دست درازی نماید تا شوهرش برای باز پس گرفتن او بیاید.شاپور دوم به همسر این زن پیغام میفرستد تا برای بردن همسر خویش بیاید.گروگاسیوس هنگامی که برای بردن همسر می‌آید، بر دست و پای شاپور دوم بوسه میزند و او را از این همه بزرگواری و رادی ستایش می‌کند.شاپور دوم همچنین فرمان میدهد که هیچکس نباید به دختران ترسایی که بیم دست درازی به آنان میرفت، آسیبی برساند.این دختران ترسایی، دختران دینی کلیسا بودند.شاپور دوم فرمان نیز داد که هر کس در انجام باورهای دینی خود آزاد است و هیچکس نباید جلوی‌ نیایشهای دینی دیگری را بگیرد.(هر چند که رومیان در جنگ با ایرانیان معابد میترا و آتشکده‌های زرتشت را تخریب کرده بودند).
امیانوس مارسلینوس تاریخ نگار رومی که یونانی تبار هم بوده است و شخصاً در جنگ ایران و روم هم شرکت داشته است در کتاب تاریخ خود با شگفتی بسیار نوشته است که ایرانیان نه به زنان رومی تجاوز میکردند و نه اسیران رومی را می‌کشتند و نه تصمیم داشتند که زن و بچه‌ها را اسیر کرده و در بازار بفروشند.البته امیانوس به طور طبیعی از دشمن روم متنفر بوده است اما در روایت‌های خود نتوانسته است از شکوه و بزرگی‌ شاپور دوم خودداری کند و حتی در جای‌ بیان می‌کند که این رفتار ایرانیان و شاپور دوم از روی مکر و حیله است!
این رفتار جوانمردانه شاپور دوم بسیار شبیه به رفتار کورش بزرگ است ،در تاریخ ایران باستان از این دست بخشندگی و بزرگواری و آزاد منشی و آزاد‌گی بسیار داریم ، اما به راستی‌ بر ما ایرانیان چه گذشت که این چنین در دشت نادانی و بیخردی و رفتار‌های اهریمنی گرفتار آمدیم؟  باید دانست چه کسانی‌ در بی‌ ریشه کردن ایرانیها و وادار کردن آنها به تازی پرستی‌، گناهکار و یا شاید بتوان گفت تبهکارند؟ زیرا تا ریشه دردی را ندانیم نمیتوانیم آن را مداوا کنیم. چگونه است که در بعد از ورود اسلام به تدریج ما ایرانیان اخلاقیات و بزرگواری‌های خود را از دست دادیم؟ شاید پاسخ را بتوان در مسائل مختلفی‌ یافت اما بی‌شک و بی‌ تردید می‌توان گفت که دستورات اهریمنی تازینامه در بی‌ اخلاقی‌ ایرانیان نقش مهم و به سزای داشته است ، کتابی‌ که توسط آخوند‌ها و مذهبیون به صورت گسترده تبلیغ شده است و ابعاد گسترده آن را حتی در رفتار و کردار سیاسیون و آموزش دیده‌های پرورش نیافته ایرانزمین هم میبینیم.شاید بتوان این رفتار شاپور دوم در جنگ با رومیان را مقایسه‌ای کرد با رفتار پیامبر تازیان در جنگهای صدر اسلام که علاوه بر کشتار و غارت ، غنیمت گیری زنان  به دستور تازینامه نیز مرسوم بوده که برای نمونه می‌توان از جنگ خیبر نام برد که محمد دستور میدهد شوهر زن زیبای به نام صفیه را در زیر شکنجه بکشند تا بتواند این زن را برای همخوابگی تصاحب کند و یا کشتن شوهر ریحانه ، زن زیبای که با دستور محمد شوهر این زن را در جلوی‌ چشمان او کشتند، تا محمد با او همخوابه بشود.در تازینامه دستورات فراوانی‌ برای کشتن غیر مسلمان و غنیمت گیری اموال و زنان در جنگ آمده است .(برای نمونه؛ سوره۲۴ آیه ۴ و سوره۴ آیه‌ ۲۵).اکنون با ایران پرستان و میهن پرستان فرزانه است که هم میهنان خواب آلود خود را بیدار کنند و زهری را که قرن‌ها است در جان و روان ایرانیان ریخته شده است را مداوا کنند ، و با نشان دادن حقایقی که سالهای دراز پنهان شده است ، ایرانیان را به خویشتن خویش برگردانیم.این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۲۵۷۲ تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید می‌دانید لطفا تنها با ذکر نام منبع آن را انتشار بدهید)

فروردین ۰۶، ۱۳۹۲

خطبه عقد و ازدواج به زبان عربی‌ ، توهین بزرگی‌ است به ایرانیان

  خطبه عقد و ازدواج به زبان عربی توهین بزرگی است به شخصیت زن که بر اثر عدم آگاهی‌ و آشنایی ما به زبان عربی سالهاست مورد استفاده قرار گرفته است. بیش از 1400 سال از تازش ویرانگر تازیان به کشور و فرهنگ ما میگذرد، هنوز ما به آداب و رسوم خرافی آنها آلوده بوده و نا آگاهانه بدون اینکه توجه داشته باشیم در انجام بسیاری از مراسم خانوادگی و اجتماعی خود، مفاهیمی را به زبان تازیان به زبان می آوریم که فرهنگ و ادب ما هیچگاه به ما اجازه نخواهد داد، آنها را به زبان فارسی بر زبان جاری سازیم. با تازش دوم تازیگری که با شورش‌های سال۵۷، آخوند‌ها و مذهبیون و دشمن پرستان (تازی پرستان) در کشور ما آغاز شد، ادامه این کار را توان جدیدی بخشید(هر چند سالیان قبل از آن هم همین رویه در کار بود و تنها در دوران رضا شاه بزرگ بود که اندکی‌ به مسله فرهنگ و ادب توجه شد) و وجود اختناق و استبداد در داخل کشور به ما اجازه نمیدهد تا به گندزدایی فرهنگ تابناک ایرانی از تازش زبانها و فرهنگهای خارجی بپردازیم.  درباره معنای واژه نکاح باید گفت که ماله کشان اسلامی آن را از روی قصد  به زوج شدن ، جفت شدن، امکان زناشویی ، معنا کرده اند اما معنای واقعی‌ آن در زبان پارسی‌ بسیار زشت و رکیک است . دکتر مسعود انصاری در سخنرانی‌  که مربوط به استفاده واژگان تازیان در مراسم ایرانیان بود چنین گفتند؛ اگر کسی‌ ۱میلیون دلار به من بدهد و بگوید معنای واژه نکاح را در اینجا بگو هرگز نخواهم گفت معنای این کلمه با گاف شروع میشود ... نکاح به یقین به معنای گائیدن است و در تمامی‌ واژه نامه‌های عربی‌ به همین معنا است . در هنگام ازدواج باید عروس بگوید :« انکحتک و زوجتک نفسی الی صداق المعلوم » مفهوم و ترجمه فارسی این جمله آنست که من خود را در برابر مقدار معینی پول به گاییدن میدهم، طرف مقابل باید بگوید : « قبلتو » یعنی پذیرش میکنم گایش را. پیشنهاد نخست را ایجاب و پذیرش را قبول میکنم. بدیهی است که ترتیب ایجاب و قبول و پس و پیش شدن  آن مانعی ندارد.واژه «انکحتک» از ریشه «نکاح»  گرفته شده است. آیا این وظیفه هر ایرانی روشنگر و میهن خواهی نیست که از هم میهنانش درخواست کند، نگذارند افراد شیخ صفت، عمامه نهاد و مفتخور در جشن و شادی پیوند زناشویی آنها چنین مفاهیم زشت و رکیکی را به زبانی که ما معنی و مفهومش را نمیفهمیم برایمان بخوانند و برابر آن مبلغ قابل توجهی پول ستایی کنند؟ آخوند های داخل کشور و خرده آخوندهای خارج از کشور برای پول ستایی و گرم نگهداشتن تنور مفتخوریهای خود میگویند، عقد ازدواج باید اسلامی و بوسیله آخوند انجام گیرد. قابل توجه است که عمل زناشویی که پیوند دیدن زن و مرد بوده و زن و مرد در هنگام پیمان زناشویی باید نسبت به یکدیگر تعهد کنند که یک زندگی مشترک و با سعادت را آغاز و تا پایان عمر ادامه دهند و نه اینکه بر پایه مفهوم عباراتی که آخوندها و خرده آخوندها به زبان تازی میخوانند، با یکدیگر به بغل خوابی بپردازند. بنابراین هر خرد و منطقی پذیرش میکند که ازدواج یک پدیده اجتماعی است نه دینی.آیا خطبه عقد اسلامی و آن جلمات توهین آمیز خود نوعی برده فروشی نیست؟ باید توجه داشته باشیم که بهترین نشان تمدن و لیاقت یک ملتی حالت مقام زن در بین آنان است.هر جامعه‌ای که مردان آن زنان خود را پست و زبون و محروم از بعضی‌ حقوق مدنی دانند دلیل پستی و زبونی آن جامعه و ملت است.جامعه‌ای که افراد آن بمقام حقیقی‌ زن پی نبرده‌اند روح نجابت و نیکی‌ در آن ملت وجود ندارد.احترام به زنان و شرکت او در حقوق اجتماعی تنها شرط و نشانه‌‌ای است که بوسیله آن ملت متمدن و نجیب را از وحشی و بی‌فرهنگ جدا می‌کند.  
این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در تاریخ۶ فروردین ۲۵۷۲ تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید می‌دانید لطفا تنها با ذکر نام منبع آن را انتشار بدهید)

اسفند ۱۲، ۱۳۹۱

نیچه ، فیلسوف بزرگ درباره اسلام و پیامبر تازیان چه گفته است؟



 نیچه ، فیلسوف و شاعر و آهنگساز آلمانی‌ با مطالعه تاریخ ایران شیفته فرهنگ ایران باستان شد و نوشتار‌ها و مطالبی در این باره نوشت .دلبستگی نیچه به فرهنگ ایران باستان باعث شد تا نام کتابی‌ از کتاب‌های خود را به چنین گفت زرتشت ، نام گذاری کند . در اینجا من قصد ندارم که سخنان نیچه درباره زرتشت را تکرار کنم بلکه می‌خواهم نظر و اندیشه نیچه درباره اسلام و پیامبر تازیان را بازگو کنم.
نیچه درباره اسلام و پیامبر تازیان چنین گفته است: 
در درازی زندگی‌، گاه آدمی به پندارها و اندیشه‌ها و یا گفتار و کردار‌های بر می‌خورد که نمیتواند بگونه‌ای شگفت انگیز در شگفت نشود.آنچه را که محمد همچون دین و آئینی به پیروان خود داده و به جهانیان پیشکش نموده‌ است، اگر نام دین بر آن نمیگذاشت ، آدمی چنین می‌پنداشت که این گفتار مشتی مردم جنگلی‌ است که به شهرنشین‌ها پیشنهاد کرده‌اند.زیرا دین که نمیتواند چنین خشن و دور از روش‌های مردمی باشد.دینی که پر از فرمان کشتن و بستن و دست و پا بریدن و ربودن این زن یا آن زن مردم باشد و یا دارایی و هستیشان را باید چاپید ، دین نیست ، فرمان نابودی اندیشه و روان و کالبد است.
 من دینی به این بیدادگری و ستم پیشگی ندیده ام. راست است که این دین از بیابان آمده باشد و بنابرین شایسته همان بیابان نشینهاست و جایی در میان مرم شهرنشین ندارد و نمیتواند داشته باشد.
این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در تاریخ ۱۲ اسفند ۲۵۷۱ تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید می‌دانید لطفا تنها با ذکر نام منبع آن را انتشار بدهید.)


اسفند ۰۵، ۱۳۹۱

ولتر، نویسنده و فیلسوف بزرگ درباره پیامبر تازیان و اسلام چه گفته است؟


ولتر فیلسوف و نویسنده بزرگ فرانسوی عصر روشنگری است.مرحوم کسروی در کتاب جنبش مشروطیت میگوید که آزادی خواهان نوشته‌های ولتر را به همراه داشتند و آن را برای برادران و خواهران به خواب رفته میخوانند .
ولتر درباره پیامبر تازیان این چنین گفته است: این نویسنده بزرگ فرانسوی در دیباچه نوشته خود زیر نام تراژدی می‌نویسد؛ اینکه میگویند محمد همچون شاهزاده‌ای به جهان چشم گشود و مردم او را به رهبری برگزیدند ، از این رو توانست قانون‌های دادگرانه و آئین‌های مردمی پدید آورد و مردم و سرزمین خود را در برابر بیگانگان و دشمنان نگهبانی و پاسداری نماید ، سخنان یاوه‌ای بیش نیستند، زیرا هنگامی که شتر چرانی مانند او همه جا مردم را به شورش و تخت و تاز می‌رند و دست به کشتار و چاپیدن میزند و مردم را میکشد و زنان آنها را دستگیر می‌کند و به بردگی میبرد و به زور همخوابه خود و دیگران می‌سازد و یا آنها را به فروش می‌رساند، چنین کسی‌ جز یک تبهکار نیست.
محمد برای پذیراندن درونمایه نوشته خود که مشتی دری وری و دغلکاری است، همیشه دست به دامان جبراییل من درآوردی خود میشود و میگوید که با او در پیوند است که از سوی الله برای او پیام میاورد. این پیوند دروغین که تنها برای گول زدن مردم می‌باشد، نشان دهنده رفتار‌ها و و گفتار‌های یک فریب پیشه است که با نادان نگهداشتن مردم، می‌خواهد بر اریکه توانایی و فرماندهی پشت بزند. کدام خرد است که از دیدن هر رویه نوشته او به نام قرآن سخت دچار شگفتی نشود.این چه خداوندی است که برای فرمانبر کردن آفریده‌های خود، پیوسته زمین لرزه و طوفان و بیماری و درد و آزار و شکنجه میفرستاد؟ در کدام آئینی می‌توان یافت که مردان را بکشند و زنانشان را چون راهزنان بدزدند و آنها را فرمان خدا بدانند؟ 
محمد یک مالیخولیایی بود که خرد و دانایی از همه پیکره‌اش رخت بر بسته و یاوه گویی و چرند بافی در همه رگ و ریشه جانش رخنه کرده و مغزش را از اندیشه‌های بیهوده و نامردمی، پر کرده بود. محمد نه تنها دشمن مردم بود که به دشمنی با هم میهنان و هم زبانان خود نیز دست میزد و از کشتار آنان هیچگاه سر باز نزد. کسی‌ که به نام خدا به ستیز با آدمیان برخیزد و جنگ و خونریزی و ویرانی راه بیاندازد و مردم بیگناه را دست و پا ببرد و هستیشان را به پروه بگیرد و زنانشان را به همخوابگی بکشاند ، یک بیمار روانی‌ است که جایش در تیمارستان می‌باشد.
بی‌خرد مردمانی که پیرو چنین دیوانه‌ای باشند و او را نماد رفتار‌ها و گفتار‌های خود بپذیرند. مردمی که خود خرد را از دست بدهند و بی‌ آنکه به گفتار و رفتار و روشهای نامردمی یک مالیخولیایی که از زنباری همه تار و پود هستیش را پر کرده بود ، نگرشی ژرف بیفکنند و با روشن بینی‌ او را بررسی‌ نمایند، پیرویش را می‌پذیرند، خود دیوانه اند.
این نوشتار بر اساس تقویم هخامنشی در تاریخ ۵ اسفند ۲۵۷۱ تهیه و تنظیم شده است.(دوستان اگر این مطلب را مفید می‌دانید لطفا تنها با ذکر نام منبع آن را انتشار بدهید.)